• 1404/05/27 - 11:03
  • - تعداد بازدید: 131
  • - تعداد بازدیدکننده: 113
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

چکامه و یادنامه خانم دکتر بصیر خواهرزاده شهید دکتر محمدحسین عزیزی در وصف زندگی و شخصیت این پزشک شهید فسایی

دکتر مرضیه بصیر خواهرزاده شهید دکتر محمدحسین عزیزی در مراسم نکوداشت این پزشک متخصص شهید فسایی و چهلم عروج شهدای اقتدار ایران اسلامی در دفاع مقدس ۱۲ روزه ملت ایران، یادنامه ای در وصف زندگی و شخصیت این پزشک شهید قرائت کرد.

به گزارش وب دا فسا؛ متن این یادنامه در زیر آمده است:

 

به نام خداوند جان و خرد             کزین برتر اندیشه بر ، نگذرد

حمد و سپاس خداوندگاری که ستایش را سزاست، مهرافرینی که کائنات را مهر بی منتهاست، مهرآیینی که عقل و دانش را فروزان تر از کواکب آسمانی در بسیط وجود انسان برافروخت و به تدبیر و فکرت و رای، زوایای تیره هستی را به فروغ دانایی بشکافت.

چکامه و یادنامه ای کوتاه بر زندگی پزشکی انسان دوست، مردی از تبار نیکان و این دیار کهن، که به آمدن و رفتن خویش نشانی بر درفش انسانیت نشاند و رفت، خدمتتان تقدیم میکنم.

( ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند    /   گر از آن یار سفرکرده پیامی داری)

ما را سفرکرده ایست  در این محفل که گرد هم آمده ایم تا نامش را جاودان بداریم و به یادمان روح بلند و فروغ اندیشه اش که پاره ای از تیرگی این عالم را به نور خود زدود و بسان ستاره ای بر تارک آسمان فرزانگی روشنایی بخشید و رفت گرد هم آمده ایم تا بستاییم کسی را که حب وطن و دوستی این بوم و بر و خاک کهن  را در سینه داشت، هماره آموخت تا بیاموزد رسم مهربانی را، تا بیافریند سخاوت دستان را، تا بیافشاند شکوفه های شادی و بنشاند درخت نیکی و به بار آورد بر شیرین محبت و مهرورزی.

در نیایش او آب و آیینه حضور داشت و در ستایش دادگر ره رستگاری را، از میان خلق و آفرینش عشق می جست او روح را به طبابت جسم می برد و اشک شوق و شادمانی را بدرقه شادی دردمندان می کرد آنگاه که دردشان را از تن می زدود و آلامشان را تسکین می داد. نبض هیچ بیماری را بی شفقت چشمان و نگاه مهربان نگرفت.

او عاشق این مردم ، این مرز و بوم بود. او آسمان آبی ایران را دوست داشت. او زیبایی گل های بهاری و نقش رنگارنگ درختان پائیزی را دوست داشت. او شکفتن در خاک مهربانی را دوست داشت. او" ایران" را دوست داشت.

او طبابت را روح عاشقانه بخشید و ارج نامه ی طبیبان بزرگ شهیر آراسته به عشق و هنر و ادب را نگاشت و نغمه های خرم آنان را به یاد امروزیان سپرد تا جاودانه بدارند انسانیت را. او کسی نیست جز دکتر محمد حسین عزیزی.

برآمده از دل  خاک  کوچه های گلین نمناک از عشق و محبت این شهر کهن، فسازاده ای دانشمند، هم دیاری ارزشمند، فرهیخته ای که آموخت، اندوخت، پژوهید، جست و به هر جستاری نوری افروخت تا راه و رسم آیین روشنایی را بنا نهد .

انسانی متعهد، متخصص که جسته های علمیش و جستار های نگاشته شده اش در باب علم و هنر و ادب بسی فروان است.

فسا برای او فقط یک نقطه روی نقشه نبود نه فقط زادگاه او بلکه حافظه عاطفی او بود. جایی بود که ریشه هایش‌ را در آنجا گذاشت ریشه هایی که با هر قدم و نگاه دوباره جان می گرفت. حتی سال ها بعد وقتی کیلومتر ها دورتر بود فسا در دلش زنده بود با همان سادگی، با همان نور گرم افتاب‌بر روی دیوار های گلی، با همان صدای آشنا از کوچه ها.

بی گمان او را می توان گفت که راه به سر منزل مقصود برد به فنای خویش.  به رسمی که جز این برازنده مردان مرد و پاک نهادان خداجوی وارسته نیست . او اکنون رفته است و به آبی دریا پیوسته است و اکنون ستاره ای فروزان شده و بر آسمان ایران جاودان مانده است.

او به رعب دشمن از تهران بیرون نشد و چون کمان گیران و آرش صفتان به پای کوه دماوند جان سپرد تا شکوه و سربلندی ایران عزیز را نظاره کند.

آه، آن رود روان دیگر نیست

گر فرومانده، زمینش خورده ست

گر رسید ست به دریا، دریاست

  • گروه خبری : اخبار,اخبار ویدیویی,اطلاعیه ها,اخبار تصویری,اخبار سلامت,اداره خدمات پرستاری
  • کد خبر : 14178
کلمات کلیدی
خبرنگار سیستم
خبرنگار

خبرنگار سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

عبارت خود را درج و جهت جستجو کلید

تغییر اندازه فونت:

تغییر فاصله بین کلمات:

تغییر فاصله بین خطوط:

تغییر نوع موس: